سيد جلال الدين آشتيانى

765

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

تحت الكرسى موضع القدمين ، قدم الجبار و قدم صدق عند ربك » . اصول سدره‌اى كه شجرهء زقوم « شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الْأَثِيمِ » باشد ، محل انتهاى اعمال كفار و اهل فسق ، و منغمران در هاويهء عالم طبع است . فروع و شعب اين حقيقت ، طبيعت اهل دنيا است كه منشأ مشتهيات نفسانى باشد . جهنم مانند بهشت ، داراى هفت باب است . ترتيب ابواب جهنم طورى است كه اگر درى از درهاى جهنم باز شود ، باب ديگرى بسته مىگردد . « فعين غلقه لمنزل ، عين فتحه لمنزل آخر . و هذه الابواب مفتوحة على الفريقين اهل النار و اهل الجنة » . مگر باب قلب كه مطبوع بر اهل نار است . ابواب آسمانها هرگز به روى اهل نار باز نمىشود . مراد ما از اهل نار ، اشخاص مخصوص به عذاب است ، نه كسانى كه داراى اعمال خيرند و بالاخره از جهنم خلاص مىشوند . مخصوصين به عذاب الهى و مظاهر اسماء جبار و منتقم ، داخل بهشت نمىشوند : « وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ » . صراط حق از مو باريكتر و از شمشير برنده‌تر است ؛ چون خروج از طور ماده كه محل ظهور و انس انسان و مناسب با مشتهيات نفسانى و طبع اولى هر كس است مشكل است و صعوبت دارد . كسانى كه سر تسليم در پيشگاه اولياء و انبياء و اهل سلوك و علماى دين فرود نمىآورند ، و در بحر جهل و استبداد انغمار دارند ، و از كيفيت تاثير علوم الهيه و آداب و سنن شرع در تلطيف نفوس غافلند ؛ محال است كه از عالم جحيم و طبيعت ترفعى براى آنها حاصل شود و اهل نجات گردند . در عصر ما اين قبيل از مردم فراوانند ، خصوصا مردمانى كه در رشته‌هاى علوم غير علوم آخرت و معارف الهى داراى معلوماتى هستند ، و حقايق مربوط به مبدا و معاد را انكار مىنمايند . ابواب جهنم و جحيم ، هفت باب و بهشت داراى هشت باب است . لان للرحمة غلبة على الغضب و بالآخرة المخلدون في النار بالنسبة الى اهل الجنة اقلون . بابى كه هرگز بر كفار مفتوح نخواهد شد در « سور » است . باطن « سور » رحمت و ظاهر آن عذاب است . « و هي النار الَّتِي تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ » ؛ چون منشأ